شبی مهتابی، در تهران، جوانکی جذاب و حشری، با چشمانی خمار و لبانی داغ، به دنبال شور و هیجان بود. کس تپل و کون گلابی ایرانی - زن جوان آماده بود تا خود را رها کند.
(mh=Jg28lbQF6wVg070I)14.jpg)
در خانه خود، جامه خود را تدریجی از پیکرش برگرفت. اندام شهوانیاش، چون تابلویی نفیس، زیر نور ماه میدرخشید.
(mh=FewVbkrJKA-odbI9)16.jpg)
زن جوان آرام آرام آغاز به لمس اندامش شد، هر لمس او را به قله اوج میداد. نفسهای پرشور او، در اتاق پیچید.
(mh=edbqW-L2q_T4n12V)13.jpg)
به طور غیرمنتظره، در باز شد. عشقش، با پوزخندی فریبنده، قدم به درون گذاشت. نگاهشان به هم گره خورد.
(mh=5fALehQCGFJA6heI)5.jpg)
مرد عاشق به آرامی به سمت آوا رفت. پیکرهایشان در هم آمیخت. لمس دستانش، روی جلد اندام ظریف آوا، شروع شد.
(mh=E-MvrGz982K8dCzk)3.jpg)
نفسهایشان سوزان و پرشور بود. هر تماس لب، ایشان را عمیقتر به اوج لذت میرساند.
(mh=zLkxKjIR5PRv_5tX)16.jpg)
پنجههایش روی برجستگیهای اندام آوا پیش میرفت. نشیمنگاه پر و گرد او، زیر لمسهایش میلرزید.
(mh=FjHnNgtAxmM8BA0-)3.jpg)
فریادهای آوازی از لذت، اتاق را فراگرفت. زن جوان خویش را به تمامی به مردش بخشید.

آن شب، شبی لبریز از لذت برایشان رقم خورد. بدنهایشان به هم پیوست و ذاتشان به پرواز درآمد.
(mh=QJpf_QeY1wB1Tlw_)14.jpg)
صبح روز بعد، با جسمی خسته اما روانی پر از نشاط، از خواب برخاستند. خاطره آن شب، همیشه در یادشان ماندگار شد.
(mh=Zi2CfPHEt4IupaML)9.jpg)
فیلم سوپر ایرانی با خاله خوش هیکل کون گنده و کمر باریک سکسی - این فقط آغاز حکایت این دو بود. هر روز، شدیدتر مست در شهوت گشتند و گشتند.